8/11/90
1:46 ع
به فکر اسلام باشید نه جبهه خودتان

بسم الله الرحمن الرحیم
بنده در ذهنم طرفداران انقلاب اسلامی از بدو پیروزی انقلاب تاکنون را مرور می کردم، وقتی خواستم آنها را دسته بندی کنم به ذهنم رسید علیرغم اینکه همه آنها به اسلام و جمهوری اسلامی و حضرت امام و ولایت فقیه اعتراف دارند ولی برداشتها و حتی عملکردشان بسیار متفاوت است. شاید بعضی که کم هم نیستند تصورشان این باشد که انقلابی شده و گروه های مختلفی با رژیم ستم شاهی مخالفت کردند. چپی ها و راستی ها و یک عده ای هم متدین بودند بالاخره امام آمد و فضا را مدیریت کرد و اسم این حرکت جمعی را گذاشت انقلاب اسلامی و بعد مردم به خاطر زحماتی که ایشان کشیده بودند حرفهای ایشان را پذیرفتند برای همین یک اسم اسلام روی این جریان ماند و شد انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی تا جایی که برخی انجمن ها هم که ربطی به اسلام نداشت ولی پسوند اسلامی را یدک می کشید حتی برخی وزارتخانه ها هم شد وزارت ارشاد اسلامی با این که مسئولش می گفت ما در رابطه با اسلام هیچ مسئولیتی در این وزارتخانه نداریم ولی اسم اسلامی را به احترام امام یدک می کشیم.
اعتقاد اینها این است که ما یک دینی داریم، نماز، روزه، کربلا، امام حسین اینها سر جای خودش ولی مسئله مدیریت کشور و استفاده از امکانات یک باب دیگری است که ربطی به دین ندارد. این بستگی دارد به زرنگی آدم که چطور بتواند از این امکانات استفاده کند. برخی ها گوشه و کنار این اعتقاد را ابراز هم می کنند ولی بیشتر در قلبشان همین است. بعد که نظام استقرار پیدا کرد، به فکر افتادند که برای خودشان و نزدیکان و بستگانشان یک دستگاهی درست کنند. این ها می گویند این امور ربطی به اسلام ندارد، آدم باید زمین های موات را آباد کند، بفروشد این زرنگی است و ربطی به دین ندارد. یا استفاده از موقعیت های خاص سرمایه گذاری های ریالی دلاری در شرق و غرب، اینها زرنگی است شما هم می توانید انجام دهید.
نه تنها می گفتند اینها ربطی به اسلام ندارد بلکه منت هم می گذاشتند که ما داریم کشور را آباد می کنیم شما بلد نیستید ما بلدیم و داریم کار تولید می کنیم. با کشورهای دیگر رابطه برقرار می کنیم آن هم ارتباطات سیاسی که شما عقلتان نمی رسد، تازه زحمتها را ما انجام می دهیم ولی لذتش را شما می برید. پیشرفت ها مال ماست نه مال شما چهارتا آخوند و بچه بسیجی. پیشرفت علمی و صنعتی مال ماست اینها ربطی به اسلام ندارد. علاوه بر این می گفتندکه ما سر مردم هم منت داریم که این کارها را برایشان انجام می دهیم اگر قرار بود که کار دست چند آخوند و بسیجی باشد مملکت از دست رفته بود؛ واقعا عقیده اینها همین است. کارشان نشان می دهد گاهی هم که سخنرانی می کنند لایه هایی از اینها در لابلای سخنانشان هست. من شخصا علیرغم اینکه طلبه گوشه گیری هستم ولی آنقدر کد از اینها دارم که بلاواسطه شنیده ام.
گروه دیگری می گویند حکومت اسلامی یک چیز مهمی است، فقط اسم نیست منتها حکومت اسلامی به این است که عدالت پیاده شود، کمک به محرومین، آزادی، دموکراسی اجرا شود و اسلام یعنی همین موارد. مگر نگفتیم استقلال آزادی جمهوری اسلامی، اسلامی اش یعنی هر کسی مستقل فکر کند، آزاد هم باشد هر طور می خواهد فکر کند، البته در چارچوبی. ما باید برای حکومت اسلامی و عدالت کار بکنیم ولی اجرای این کارها نیاز به ابزار دارد، ما باید عدالت را اجرا کنیم ولی ما برای این امور ابزار نیاز داریم، همکارانی لازم داریم، یک نفره که نمی توانیم، یک تیم می خواهیم، گروه می خواهیم، خب اگر بخواهیم گروهی داشته باشیم ناچاریم هوای اینها را در وزارتخانه ها و سازمانهای مختلف داشته باشیم.
نه به عنوان اینکه این امور برای این دسته اصالت داشته باشد، نخیر این امور ابزار است. این افرادی که لازمشان داریم، در مراکز مختلف باید تابع ما باشند برای اینکه تابع ما باشند، باید مراقبشان باشیم، باید به آنها برسیم تا از آنها کار بکشیم. خب این موارد هم که با یک میلیون و دو میلیون حل نمی شود باید میلیاردی خرجش کنند. آنهایی که با ما مخالفند که اصلا به ما رأی نمی دهند اما آنها که با ما موافقند باید مراقبشان باشیم، سبیل شان را چرب کنیم تا بتوانیم از آنها کار بکشیم. در نظر این گروه ویژه خواری نه به عنوان هدف مثل گروه اول بلکه به عنوان ابزاری تصحیح می شود. توجیه شان این می شود که اگر این امور را نداشته باشیم، نمی توانیم عدالت را اجرا کنیم.
خب نتیجه عملی این دسته با دسته اول فرقی ندارد، ویژه خواری سر جایش هست، قانون شکنی سر جایش هست فقط عنوانها فرق دارد. آنجا این امور اصالت داشت اینجا ابزار است.
یک گروه سومی هم هست که واقعا اصالت را برای اسلام می داند، اصالت را برای امامت و ولایت فقیه می داند، می گویند اگر اینها نباشند ما مشروعیت نداریم. استنادشان به این است که امام می فرمود اگر رئیس جمهور منتخب مردم، تمام مردم هم به او رای بدهند ولی از طرف ولی فقیه نصب نشود طاغوت است و اطاعتش حرام است. خب این دسته سومی چیز دیگری است نه اولی و نه دومی است. این تفکر مال همین بسیجیها و پابرهنه هاست. دیگران می گویند چون ولایت فقیه در قانون اساسی است ما قبول می کنیم بعدش هم می گویند خب قانون اساسی را هم می شود عوض کرد. ته دلشان می گویند این ولی فقیه یعنی چه؟ مردم رای می دهند و رییس جمهورشان را انتخاب می کنند ولی فقیه دیگر یعنی چه؟! ته دلشان این است که این ولایت فقیه هم که می شود همان دیکتاتوری!
خب آن دو گروه را کنار بگذاریم، در این گروه سوم هم همه یک دست نیستند. آنچه محور وحدت آنهاست اعتقاد به ولایت فقیه و رهبری است. ولی این معنایش این نیست که در همه چیز با هم اشتراک دارند، نخیر اختلاف سلیقه هم دارند. بالاخره ما در این جامعه زندگی می کنیم، بهترین حکومت در این عالم جمهوری اسلامی ایران است و مهمترین رکنش هم ولایت فقیه است. ولی واقعیت این است که اختلاف سلیقه هست و شما خودتان نمونه های زیادی سراغ دارید. نمونه هایش در همین روزها را از برخی افراد باسابقه جنگ داریم می شنویم که ته دل اینها چه چیزهایی است که اگر بیرون بریزد چه چیزهایی می شنویم.
اینها تازه پیدا نشده، قبلا هم بوده ولی زمینه ظهور نداشته،؟؟؟؟ شاید خیلی ها دیگر هم باشند که هنوز درونشان را بیرون نریخته اند ولی واقعیت جامعه این است. نباید انتظار داشته باشیم تا همه حزب اللهی فکر کنند، بسیجی فکر کنند، مثل ما فکر کنند، این با واقعیت نمی سازد؟
حالا چه باید کرد؟ برخی از بزرگانی که سابقه زیادی در مسائل سیاسی دارند همین اواخر هم گفته اند که حکومت با یک گروه تمام نمی شود و مردم وقتی رهبر را قبول نداشتند آن رهبر دیگر وظیفه ای ندارد و شرایط ما هم شرایط شعب ابی طالب است. البته این حرفها تازگی ندارد، در هر مقطعی از انقلاب از این تیکه ها القا کرده اند. اگر بخواهم تعبیر عامیانه ای بکنم باید بگویم که از این لگد پراکنی ها به رهبری همیشه بوده.
آن چه هست این که علی رغم قدرت و ثروتی که دست دو گروه اول است، دانشگاهها در اختیارشان است، ثروت های خارج از محاسبه در اختیارشان هست، علیرغم همه اینها خدا ثابت کرده که پابرهنه ها موفق می شوند. دهها بار خدا در این نیم قرن به ما نشان داده که آنها شکست خورده اند. هر چند ثروت دست آنهاست، قدرت دست آنهاست، سیاست را آنها مثلا بلدند، طراحی می کنند، نقشه می کشند با سازمان های جاسوسی رابطه می گیرند ولی عملا می بینیم شکست می خورند. شاید در داخل کشور هم دیده اید که برخی همه ثروت و قدرت و بهترین امکانات را در اختیار دارند واز نظر هوش سیاسی هم بالا هستند و تجربه سیاسی بالایی هم دارند ولی کمتر کسی است که آبرویش اینطور ریخته باشد، حالا اگر کسی ظرفیتش اینطور است که به روی مبارکش هم نمی آورد، حرف دیگری است.
اینها مایه امید ما می شود تا خیلی دل به این قدرت ها و ابزار ظاهری نبندیم. خدا غیر از این که در تاریخ دهها بار این را به ما نشان داده و غیر از این که در آیات متعددی آمده که "ولقد نصرکم الله ببدر و انتم اذله اذ تستغیثون ربکم فاستجاب لکم" تاریخ را که ما نبوده ایم ببینیم ولی در این دوره خودمان که خیلی از این موارد را دیده ایم. در همین هشت سال جنگ تحمیلی ندیدیم؟ این دوره دفاع مقدس نمایشگاه معجزات الهی بود. چه کسانی با چه ابزارهایی چه قدرت هایی را شکست دادند. البته شاید برخی در ذهنمان این باشد که این کمک های غیبی مال جنگ و جهاد نظامی است نه مربوط به مسجد پیامبر. این کمک ها مال جنگ بدر بود نه مواقع دیگر. ولی این طور نیست خدای جبهه، خدای دانشگاه، خدای بازار و خدای حوزه ها یکی است، ما چند خدا نداریم. خدای جبهه ها در دانشگاهها هم هست، در بازار هم ممکن است افراد گمنامی باشند که کارهای اقتصادی بزرگی بکنند که علمای بزرگ اقتصاد به عقلشان نرسد و نتوانند انجام دهند. اما متاسفانه آنها که جبهه های جنگ و امدادهای غیبی آن را دیده اند به اینجا که می رسند کمی می لنگند. ما در میدان سیاست هم نیاز به مددهایی داریم که خدا در جبهه ها عنایت کرد.
ما خیال می کنیم در میدان سیاست هم باید مثل آمریکایی ها عمل کنیم مثل رسانه ها و ابزارهایی که دارند باید عمل کنیم، در این جاها خدا خبری نیست. من عرضم این است که امام به ما یاد داد قبل از هر چیز خدا در میدان سیاست است. باید کارها را با او ببندیم. اگر این را باور کردیم از هیچ چیزی نمی ترسیم، از طوفان ها نمی هراسیم چون با جایی بسته ایم که تزلزلی در آن نیست. برخی فکر می کنند احزاب در کشورهای اروپایی و امریکایی چطور عمل می کنند، ما هم باید همینطور عمل کنیم. متاسفانه در بسیاری از متدینین هم همین طور هست. خیال می کنند در میدان سیاست نیاز به پول و تبلیغات و کارشناسان و ابزارهای هوچی گری داریم ولی این اشتباه است. هم در جبهه، هم در بازار، هم در صنعت، هم در دانشگاه، هم در سیاست و حتی در علوم حوزوی باید کار را با صاحب کار بست. اگر خیال می کنیم هدف درست ولی راه همان است که دیگران رفته اند، اشتباه می کنیم.
در همین انتخابات اخیر دیدیم برخی دلارها و تبلیغات وسیع و حتی متخصص از خارج آوردند، از چه ابزارهایی در تبلیغات استفاده کردند و آواز و رقص به کار گرفتند ولی مردم به دلشان افتاد که به دیگری رای بدهند، البته باز هم باور نمی کنیم. البته در آن دوره - برخی ها که من پشت سرشان نماز می خواندم - در شعارهای انتخاباتی شان اسمی از اسلام نمی بردند درحالی که نماز شب شان ترک نمی شد. چرا ؟ چون می گفتند این کار دنیایی است و پیروزی در این میدان راه دارد، راهش چیست؟ پول می خواهد و من پول ندارم پس باید وابسته شوم به جایی که پول دارد، نیروی انسانی دارد، آنوقت است که وابستگی درست می شود. باورمان نیست که دست دیگری هم در کار است و اگر ما به وظیفه خودمان عمل کنیم، آن دست قدرتی دارد که بیشتر از قدرت های دیگراست.
امام به ما یاد داد فقط دنبال یک کلمه باشیم آن هم اسلام است. دل به یک چیز ببندیم آن هم اسلام. هم چیز فدای اسلام شود. برخی این را درست یاد گرفتند برخی هم نه. اگر امام الان بود همین را می گفت. امروز هم امام می گفت صبح که از خواب بیدار می شوید ببینید خدا از شما برای اسلام چه می خواهد، همان کار را انجام بدهید.
امروز ما در یک صحنه امتحان تازه ای هستیم. ده ها صحنه امتحان دیگر را گذرانده ایم، الحمدلله دین مان سالم مانده، اما امتحان ها روز به روز سخت تر می شود. امروز در صحنه امتحانی هستیم که باید اخلاص و ایمان خودمان، دلبستگی مان را به اسلام و ولایت فقیه ثابت کنیم. اگر این را فراموش کنیم برویم دنبال ابزارها خدا هم شما را واگذار می کند به ابزارها و اسباب ها آنوقت «تکلوهم الی الاسباب». اما اگر گفتیم خدایا ما جز تو کسی را نمی شناسیم، به کسی هم جز تو امید نداریم، جز رضای تو نمی خواهیم. از من چه دوست داری همان بشود، اگر اینطور شدیم خدا با ما طور دیگری معامله می کند. همانطور که با اولیا خودش و با امام آنطور معامله کرد. همانطور که امروز با رهبری همانطور معامله می کند.
صحنه امروز را ببینید، این همه تلاش علیه یک شخص تا کنون انجام نشده! امروز ببینید امریکا و اسرائیل و تمام قدرت های سیاسی اقتصادی امنیتی علیه یک نفر است. ما در چنین صحنه ای هستیم. باید ببینیم خطر کجاست، متوجه چه نقطه ای است. ما چه راهی برای رفع آن داریم. بیاییم با خدا پیمان بنیدم که ما خودمان را می گذاریم کنار و می بینیم تو چه می خواهی؟ وظیفه من چیست آن را انجام می دهم ، سود دارد یا زیان؟ به به دارد یا اه اه؟ احترام دارد یا افترا؟ فرق ندارد تو چه دوست داری؟ من خیال می کنم اگر اینطور شدیم هرگز شکست نمی خوریم، چون آنچه خدا خواسته واقع شده "والله غالب علی امره" اما هرجا پای نفس و هوای شیطانی و فریب دادن بود، همانجا شکست می خوریم.
در مسیر انتخابات هم اصل ما این باشد که هرجایی بین ما و خدا فهمیدیم این فرد بهتر است همان کار را انجام دهیم ولو در لیست دیگران باشد، آنچه خدا می پسندد را حمایت کنیم، آن کس که اصلح است حمایت کنیم، می خواهد رفیق ما باشد یا نباشد، میثاق نامه ما را امضا کرده باشد یا نکرده باشد.
یک جا شاید شما لیست 30 نفره بدهید یا یک نفر را معرفی کنید یا حتی شاید لازم نباشد شما از او علنی حمایت کنید بلکه پنهانی حمایت کنید. اگر هدف این باشد شکست نخورده ایم والا اگر هدف من باشد یا ما باشد یا گروه و جبهه ما باشد، مطمئن باشید اینها شیطانی است، این شکست است. فقط به فکر این باشید که چه چیزی به نفع اسلام است اگر اینطور بودید، این کار شکست نمی خورد، هر کس هم هر چه بگوید به ضرر خودش است، اگر علیه این هم کار کند، به ضرر خودش کار کرده. در همین جریانات هم دیده اید که کسانی - شاید حسن نیت هم داشته اند – ولی چون در این قاعده نبوده به ضرر خودشان تمام شده. اما اگر ما هم دنبال پست و مقام دنیایی باشیم و بخواهیم خر خودمان را برانیم ما هم می شویم مثل آنها. آن وقت باید گفت بجنگ تا بجنگیم! اما اگر دنبال این هستید که خدا کمک کند، باید ببینید خدا چه دوست دارد همانطور باید عمل کنید. خدا انشاء الله همه را موفق کند.
منبع: هفته نامه 9 دی
4/11/90
10:49 ع
دانلود جزوه استقامت در منطقه ممنوعه
پاسخ جبهه دانشجویی حامی جبهه پایداری به ادعای انتشار بولتن تخریبی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین
چه چیزی را محکوم میکنید و در برابر چه موضع گرفته اید؟ کدام تخریب؟ کدام توهین؟ چرا صریح و روشن سخن نمی گویید؟ چه شده که یک جزوه دانشجویی که صرفا در یک وبلاگ شخصی به صورت پی دی اف منتشر شده این قدر شما را نگران کرده؟ چرا از ارائه پاسخ منطقی به آن این همه واهمه دارید؟ کدام چاپ در تیراژ میلیونی؟! کدام هزینه هنگفت میلیاردی؟!! مطابق کدام سند و مدرک این چنین دیگران را بی محابا متهم می کنید؟
رهبر گرانقدر انقلاب 19 دیماه تصریح داشتند انتخابات آتی می بایست رقابتی باشد و این در حالی بود که برخی با تکیه بر استدلالاتی بی اساس تمام تلاش خود را برای خارج کردن جریان سوم تیر از صحنه انتخابات به کار بسته بودند. مقام معظم رهبری در بیانات خود همچنین نسبت به پرهیز از تخریب، خصومت و اتهام زنی تذکر دادند و رقابتی سالم را خواستار شدند.
در طی ماههای اخیر تخریب های زیادی علیه جبهه پایداری صورت پذیرفت و موجی از شبهات و ابهامات برای مواجهه با این جبهه ایجاد شد. متاسفانه برخی اعضای رسمی جبهه متحد نیز در این زمینه نقشی ویژه و جدی داشتند که در صورت لزوم اسناد آن در قالب فایلهای صوتی و مکتوب منتشر خواهد شد.
حجم شبهات و تخریبها که حتی چهره هایی موجّه و انقلابی چون حجج الاسلام مرتضی آقاتهرانی و روح الله حسینیان را نیز بی نصیب نگذاشته بود، موجب شد جزوه ای 80 صفحه ای صرفا جهت پاسخگویی به این سیل ناجوانمردیها تنظیم شود.
فایل این جزوه با عنوان "استقامت در منطقه ممنوعه" از طریق یک وبلاگ شخصی منتشر شد و در فضای اینترنتی مورد استقبال دانشجویان و فعالان دلسوز اصولگرا قرار گرفت.
در واکنش به ادله منطقی این جزوه و استدلالهای مطرح شده، رسانه های نزدیک به شهردار تهران در اقدامی هماهنگ کوشیدند تا با برچسب "تخریبی" زدن به جزوه، از ارائه پاسخ منطقی به مفاد آن که در واقع پاسخی به شبهات آنها بود، فرار کنند. متاسفانه جبهه متحد نیز تحت تاثیر دروغ پردازیهای این سایتها طی اطلاعیه ای به انتشار جزوه واکنش نشان داد و برخی مطالب کذب و خلاف واقع را درخصوص آن مجددا تکرار کرد بی آنکه توضیح دهد کجای جزوه مشکل داشته است. در خصوص این همه جنجال سازی توضیحات ذیل ارائه میشود:
1- برخلاف آنچه به دروغ تصریح شده است جزوه مورد اشاره به صورت اینترنتی منتشر شده و خبری از انتشار مکتوب و صرف سرمایه های هنگفت در میان نیست. اگر مقصود از هزینه هنگفت ایمیل کردن جزوه است و ایمیل کردن از نظر آقایان این قدر هزینه دارد، ما آمادگی داریم جزوات جبهه متحد را برایشان ایمیل کنیم! کسانی که مدعی چاپ گسترده هستند یک برگ از جزوه تکثیر شده را نشان دهند و از وبلاگ میثم تمار جایزه بگیرند! واکنشی در این سطح نشان از عمق استدلالی و تاثیرگذاری این جزوه دارد که نگرانی و موضع گیریهایی فوری را با فاصله 2، 3 روز از انتشار آن موجب شده است.
2- متن جزوه، خود گواه احترامی است که نگارنده آن برای بزرگوارانی چون آیت الله مهدوی کنی قائل است. این بزرگواران همچون حضرت آیت الله مصباح یزدی، آیت الله یزدی و آیت الله خوشوقت سرمایه های انقلاب و مورد احترام همه بوده و هستند. بدیهی است اختلاف سلایق سیاسی که اجتناب ناپذیر است، نمیتواند دایره این احترام و ارادت را محدود کند.
بانیان انتشار جزوه در آستانه انتخابات خبرگان جزو کسانی بودند که مواضع آیت الله مهدویکنی طی سالهای اصلاحات و فتنه 88 را طی مطلبی تفصیلی از باب تجلیل از ایشان جمع آوری و منتشر کردند. طرح این عنوان که جزوه "استقامت در منطقه ممنوعه" برای تخریب آیت الله مهدوی منتشر شده از اساس بلاوجه بوده و برای بهره برداری سیاسی و نگران کردن ایشان و دوستداران ایشان صورت پذیرفته است.
3- بزرگوارانی که سالم بودن فضای انتخاباتی و فارغ از تخریب و خصومت بودن آن را دنبال می کنند، بد نیست نگاهی به رسانه های منتسب به شهردار تهران داشته باشند تا معنی تخریب را دریابند. این رسانه ها رسما از جبهه پایداری که مورد تایید حضرت آیت الله مصباح یزدی و مورد توجه خیلی عظیمی از مردم متدین است، با عناوین "کودتاگر"، "اخباری مآب"، "دروغگو"، "خودخواه"، "کاسبکار"، "تمامیت خواه"، "خشن"، "خطرناک"، "انحصارطلب" و... یاد کرده اند، آنان را صراحتا خارج از دایره اصولگرایی دانسته اند و خطر آنها را نیز بیشتر از اسرائیل قلمداد نمودهاند!!! این همه واقعا باعث شرم و تاسف است.
سوالی که وجود دارد این است که به راستی چرا دلسوزان فضای سالم انتخاباتی که این چنین در مقابل یک جزوه وبلاگی به جوش و خروش میآیند و اطلاعیه رسمی میدهند، در برابر این سیل تخریبها و توهینها سکوت کرده اند؟! اگر آقایان از این تخریبها بی اطلاعند، آماده ایم یک جزوه 80 صفحه ای مستند از همین تخریبها منتشر کنیم.
4- توسعه تخریبها و شایعات که در واکنش به جزوه وبلاگی "استقامت در منطقه ممنوعه" نیز تکرار شد اقدامی مشکوک به نظر میرسد که پیش از همه می بایست بزرگان اصولگرایی نگران آن باشند. به نظر میرسد جریاناتی که حضورشان در رأس وحدت از مدتها قبل نگرانی هایی را به دنبال داشت و نیز برخی اصولگرایان سینه چاک آنها که التزامی به مراعات اخلاق سیاسی ندارند، آتش بیار معرکه شده اند و تلاش می کنند وجهه آیت الله مهدوی کنی و جبهه متحد اصولگرایی را برای تطهیر خود هزینه کنند. آنان مسیری را پی گرفته اند که عملا به تخریب هر دو جبهه خواهد انجامید.
5- جبهه دانشجویی معتقد است مطالب مندرج در جزوه کاملا مستند، منطقی و قابل مباحثه است. همچنین از نقد کامل و علمی این جزوه قویاً و شدیداً استقبال می کند. اگر کسانی معتقدند جزوه تخریبی و مطالب آن خلاف واقع است، بگویند کجایش تخریبی است و کجایش خلاف واقع. این بیان قرآن کریم است: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین.
"جبهه دانشجویی حامی پایداری" به نوبه خود همه را دعوت به مراعات تقوای سیاسی می کند. از نگاه جبهه دانشجویی، جبهه پایداری مظلوم است و این واکنشها جریان دانشجویی را در راه خود مصمم تر خواهد کرد. سیلی از فضاسازیها و تخریبها از سوی اضلاع متعدد جبهه متحد و رسانه های متعدد آنها صورت میپذیرد؛ اعضای جبهه پایداری مطابق امر رهبری در مقابل این سطح از تخریب و توهینهای صریح لب فروبسته اند و جبهه متحد در برابر جزوه ای که در یک وبلاگ منتشر شده، اطلاعیه صادر می کند و فضاسازیها کلید میزند. عجبا از این همه سعه صدر! همه شأنیت جبهه متحد همین بود؟!
امروز همه باید مصالح انقلاب را ببینیم نه اینکه مصالح حزبی و گروهی را مقدم کنیم. "جبهه دانشجویی حامی پایداری" مستقلا به تنظیم و انتشار این جزوه اقدام کرده است و مواضع جبهه پایداری از سوی آن بزرگواران یا از طریق سایت آنها اعلام میشود. مسئولیت این جزوه تماما متوجه جبهه دانشجویی است؛ یعنی همان ظرفیتی که جبهه متحد از آن بی بهره است.
مردم و نخبگان این جزوه را خواهند خواند و در خواهند یافت حق با چه کسی است. مردم و نخبگان خوب میفهمند؛ به جای فضاسازی بگذاریم خودشان قضاوت کنند. برخی شجاعت اینکه یک برگ از جزوه را منتشر کنند و به آن پاسخ دهند را هم نداشتند. این یک تاکتیک سوخته در جنگ روانی است که به جای بیان واضح موضع مقابل به آن بدون منطق بتازیم و با انگ زدنهای خلاف عرف و اخلاق اثبات خود را نتیجه بگیریم. مردم و نخبگان خودشان میفهمند و نیازی به قیّم ندارند.
والسلام
جبهه دانشجویی حامی پایداری
29/10/90
5:37 ع
27/10/90
3:46 ع

مدت زمان: 4 ساعت و 31 دقیقه
تاریخ : 5 آبان 1390
موضوع : شورش علیه طمع 1
فرمت: MP4 , mp3
کیفیت: عالی
دانلود فایل صوتی:
حجم: 34?9 مگابایت
دانلود فایل تصویری:
دانلود به صورت پارتهای 150 مگابایتی:
دانلود پارت 1 : Direct Link
دانلود پارت 2: Direct Link
دانلود پارت 3: Direct Link
دانلود پارت 4 : Direct Link
دانلود پارت 5: Direct Link
دانلود پارت 6: Direct Link
دانلود پارت 7 : Direct Link
منبع :دکتر عباسی
24/10/90
10:17 ع
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر محترم آقای علایی
مطالعه مقاله شما در روزنامه اطلاعات مورخه دوشنبه 19 دی 1390 بار دیگر بر زخم کهنه اهانت به انقلاب اسلامی و رهبری الهی آن که شیوه همیشگی و عاجزانه دشمن زخم خورده بوده نمک پاشید، اما بگذار دردمندانه اعتراف کنیم درد این زخم البته جانکاهتر در دل نشست.
34 سال قبل، صاحب قلم مزدوری بر چهره مبارک حضرت امام خمینی(ره) تیغ جفا کشید که از او انتظاری جز آن نمیرفت، لذا اگرچه اهانت او سخت بود ولی عجیب نبود.
اما اینبار فردی با سیاط و نیش قلم به خلف صالح خمینی کبیر اهانت روا میدارد که عمری سر سفره انقلاب اسلامی و لطف و احسان رهبری نشسته بوده و اکنون چنین ناروا و بیپروا حق نمک خوردن را پاس نمیدارد و نمکدان میشکند. لذا تیغ جفای او بیشتر دل را میخراشد و بر عمق جان مینشیند.
فراموش نکردهاید که ما علویان سربهدار با شهدا و امام مان پیمان بسته بودیم تا بصیرتهایمان را بر سلاحهای مان حاکم کنیم، اما شما را چه شده است که اجازه میدهید نیش قلم تان بر صفحه سفید سوابق جهاد و ایثارگریتان خط سیاه بکشد و شما را به چنگ اندازی بر چهره عزیزترین سرمایه انقلاب اسلامی و برترین یادگار امام راحل(ره) دعوت کند.
کمی به اطراف خود بنگرید، در چه اردوگاهی قرار دارید و با چه کسانی همنوا و همسو شدهاید. آیا در اطرافتان چهرههای پلیدی نمیبینید که دیروز در اردوگاه انقلاب و همراه و همپای شهدا به نبرد با آنان برخاسته بودید، آنان که دیروز دشمن شما و امت حزب الله بودند و شما هم پای سردارانی که امروز از آنان فاصله گرفتهاید و آبروی خود را در گروی نبرد جانانه با آنان می دیدید، چرا امروز بهجای مقابله، به شما لبخند میزنند و برای گل هایی که به جبهه انقلاب اسلامی میزنید، برای تان هورا میکشند و تشویق تان میکنند؟
کمی به جغرافیای وسیع انقلاب اسلامی نگاه کنید، جغرافیایی که امام راحل(ره) فرمودند مرز و کشور نمیشناسد و مرزهای آن را عقیده و ایمان تشکیل میدهد. در این جغرافیای وسیع که امروز بانشاطترین و بالندهترین روزهای خود را در حیات بیداری اسلامی سپری میکند و در حالی که همه انقلابیون مسلمان و آزادیخواه منطقه و جهان چشم به انقلاب اسلامی دوختهاند وامروز افتخار و آرزوی رهبران و پیشقراولان حرکت های مردمی بوسه زدن بر بازوان رهبری است، شما مشغول چنگ اندازی به این چهره عزتمند و ایجاد تردید در این مسیر الهی هستید. حقیقتاً چهکسی از بیانصافیهایی که در حق انقلاب اسلامی و رهبری فرزانه آن کردید، احساس خوشنودی میکند و از سوی دیگر ببینید خریدار ادعاهای اهانت آمیز شما کیست؟
استکبار جهانی چقدر باید سرمایه گذاری کند تا چهره انقلاب اسلامی را تاریک و منکدر نشان دهد؟ این درد را به کجا بریم که شاهد باشیم کسانی امروز این خدمت را برای دشمن به رایگان انجام میدهند و سرمایه بزرگ افتخار دوران جهاد و ایثار را بهثمن بخس به معاندین نظام هدیه می دهند؟
برادر عزیز!
بیا با هم به گذشته سفر کنیم و دوباره با شهیدان بزرگی که افتخار همسنگر بودن با آنها را داشته و داریم، همنشین شویم و با هم دهه اول انقلاب و با خمینی بودن را در خاطرمان مرور کنیم.
فتنه بزرگ جبهه نفاق و التقاط را در آغاز شکوفایی انقلاب شکوه مند اسلامی به یاد دارید؟
برآشفتن و اعتراض جبهه ملی و ملیگراها را از استقرار احکام الهی و ارزشهای دینی و دعوت هر دو جبهه را تحت حمایت سران ملی مذهبی برای اردوکشی خیابانی علیه انقلاب اسلامی و احکام اسلام به یاد آوریم.
خیانت بزرگ کسانی را که خود را در حلقه اول یاران خمینی میدانستند و با همین پوشش بهدنبال ضربه زدن به انقلاب بودند به خاطر آوریم، هنگامی که کودتای نوژه را طراحی کردند تا انقلاب اسلامی را با حذف ولی فقیه و جایگاه والای ولایت فقیه در نطفه خفه کنند.
همراهی و همداستانی و حمایت عجیب یکی از شخصیتهای مطرح مذهبی که عنوان (مرجعیت شیعه) را نیز با خود داشت، به یاد آوریم و با خیانت و جفای حاصل عمر امام(ره) به استاد خویش و انقلاب اسلامی به یاد آوریم و بگذاریم ناله غم گینانه حضرت امام در شکستن کمرش زیر بار جفای حاصل عمرش یک بار دیگر در گوش جانمان طنین اندازد و اشک بر دیدگانمان بنشاند. بهراستی آن روزها یاران شهیدمان همتها، باکریها، خرازیها، زینالدینها و شما و ما در کدام سنگر بودیم؟
آیا بر امام(ره) برآشفتیم که چرا به منافقین و ملیگراها اجازه اردوکشی خیابانی نمیدهید؟
آیا نیش قلم بر صفحه دل امام نشاندیم که چرا حامی کودتای نوژه را که عمری در کسوت مرجعیت به سر برده است حصر خانگی کردهای؟
آیا بر امام نهیب زدیم: چرا حاصل عمرت را بهخاطر همداستانی با بلندگوهای استکباری و اذناب داخلی آنها یعنی منافقان از خدا بیخبر، از خود راندهای؟
نه، هرگز. ما بر اساس آموزههای اصیل اسلام ناب محمدی(ص) و تجربه تاریخی صدر اسلام آموخته بودیم: باید پشتیبان ولایت فقیه باشیم تا به مملکت مان آسیبی نرسد لذا مردانه هم پای شهیدان در رکاب رهبر الهی خود ایستادیم و تا مرز جانفشانی حسرت یک لحظه جدایی از رهبر و امام خود را در دل دشمنان نشاندیم.
پس ای عزیز چه شده است که امروز، بر خلف صالح خمینی کبیر که همچون امام شهیدان سلوک مینماید و با خردمندی و فرزانگی کشتی انقلاب اسلامی را از طوفان فتنهها به در میآورد و خار چشم دشمنان کوردل است، با تیر زهرآلود قلم خویش اینچنین جفا روا میداری؟
به یاد بیاوریم در فتنه 88 که جنگ احزابی در برابر جبهه انقلاب اسلامی گشوده شد و حقد و کینه سه دهه انقلاب اسلامی تمامی معاندین را از استکبار جهانی و نظام سلطه گرفته تا منافقین کوردل، بهاییان، صهیونیستها، اپوزیسیون خارجی و داخلی و همه جبهه باطل را بهبهانه انتخابات به میدان آورد و بنا به اعتراف صریح دشمن اصل ماجرا برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی بود (گرچه سادهدلان بیبصیرت آن را بهگونهای دیگر تحلیل کردند) در نهایت مشاهده کردیم چگونه با رهبری و درایت آن حکیم بصیر، فتنه عظیم خنثی شد و دشمن به هزیمت رفت و بار دیگر بر همگان نشان داده شد که خامنهای خمینی دیگر است.
برادر عزیز!
درد دیگری نیز بر دلهای همسنگرانتان سنگینی میکند، درد لبخند دشمن.
برگردید و بازتاب مقاله و مواضع خود را در رسانههای جبهه کفر و استکبار، نفاق و صهیونیسم جهانی مورد بررسی قرار دهید. آیا نمیبینید که ادعاهای شما را و نیش قلمتان، نوش جان آنان شده و لبخند رضایت بر لبان آنها نشانده است؟
حتماً میدانی لبخند رضایت دشمن چه تلخ است و در کربلا با امام حسین(ع) و حضرت زینب کبری(س) چه کرد؟
اما خوب است بدانی دردی که ما از تلخی لبخند رضایت دشمن میکشیم تنها ناشی از رضایت آنها از اهانتهایی که با قلم شما بر صفحه کاغذ نقش بسته است نیست.
چرا که آنها بسیار ناکسانی را در آستین دارند که میتوانند هر زمان بخواهند قلم به دست مزدوری را به مأموریت بگمارند.
درد ما از تلخی لبخند رضایت دشمن، بدان جهت است که دشمن احساس میکند توانسته است از اهالی جبهه اهل حق به اسارت بگیرد. اسیری شما در جبهه کفر و نفاق برای ما از زهر نیش قلم تان سختتر و آزار دهندهتر است لذا شما را دعوت میکنیم همپای شاعر خوشذوق بیایید به زیارت یار شهید تازه سفر کردهمان سردار شهید حسن تهرانی مقدم برویم و پیام او را از جایگاه عند ربهم یرزقون بشنویم و معیار حرکت امروز و فردایمان قرار دهیم، باشد تا در آن دنیا نیز توفیق همنشینی با خیل یاران شهیدمان را همچون این دنیا پیدا کنیم.
دیشب به خوابم آمد روح حسن چو نوری شأن شهید را او میگفت با چه شوری
اینجا ملاک عشق است پیمان با ولایت باید نمود پرواز تا مرز بینهایت
مأوای ما شهیدان نزد حسین زهراست جز راه رهبری نیست راه سعادت و راست
والعاقبة للمتقین والسلام علی من التبع الهدی
تعدادی از هم رزمان دیروز سرداران شهید و منتقدین امروز شما و یاران بی بصیرتتان
پیام رسان
