سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک درباره اوقات شرعی

87/7/2
6:41 ص

4. حسادت

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در جایى مى‌فرماید: وَاللّهِ ما تَنْقِمُ مِنّا قُرَیشٌ اِلاّ اَنَّ اللّهَ اْختارَنَا عَلَیْهِمْ؛3 مخالفت طوایف دیگر قریش با ما (بنى هاشم) هیچ دلیلى ندارد مگر حسد! چرا که خداوند ما را بر سایر عرب برترى داده است (اشاره به این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تمامى ائمه(علیهم السلام) از بنى هاشم هستند). قرآن کریم در این زمینه مى‌فرماید:

أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً؛4 آیا به مردم، به سبب آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده حسد مى‌ورزند؟ در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم، و به آنان ملکى بزرگ بخشیدیم.

هر کس هر آنچه لیاقت داشته به او داده ایم، و بر همین اساس به آل ابراهیم(علیه السلام) کتاب، حکمت و نبوت دادیم؛ آیا سایر مردم باید با آنها دشمنى کنند که چرا خدا این نعمت‌ها را به آنها داد و به ما نداد؟ این امر به سبب لیاقت آنها بود: اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛5 خداوند بهتر مى‌داند رسالت خود را در کدام خانواده و در کدام شخص قرار دهد. اما انسانى که مبتلا به حسد مى‌شود این مسایل را نمى‌فهمد! این احساس شیطانى وقتى در انسان پیدا شود، همه خوبى‌ها را زشت مى‌نمایاند. هر حُسنى به نظر او عیب مى‌آید و هر زیبایى در نظر او زشت جلوه مى‌کند. شخص حسود حتى حاضر مى‌شود جان خودش را بدهد تا کسى که نعمتى دارد از آن نعمت محروم شده و آسیبى به او برسد! همین عبدالله بن زبیر که ذکرش گذشت، در جنگ جمل مى‌گفت: بیایید مرا بکشید، اما مالک را هم بکشید! من حاضرم کشته شوم در صورتى که مالک هم کشته شود: اُقْتُلُونى و مالکاً معاً. حاضر بود خودش کشته شود تا مالک هم کشته شود! این نتیجه حسد است.

بنابراین یکى از عواملى که موجب مخالفت خواص با امیرالمؤمنین(علیه السلام) و به طور کلى با اهل بیت(علیهم السلام) شد مسأله حسد بود. ما باید از این امر عبرت بگیریم و سعى کنیم هر اندازه که مى‌توانیم خود را از این آفت دور نگه داریم. به طور کلى باید تلاش کنیم حب دنیا و دل بستگى به آن را در خود کاهش داده و سعى کنیم در دل ما ریشه پیدا نکند؛ تا در صورتى که با وظیفه شرعى تعارض پیدا کرد، نتواند مانع از انجام وظیفه شرعى شود. این کمترین حدى است که باید با حب دنیا مبارزه کنیم.

در آن زمان برخى که خودشان فقط پول و مقام و لذایذ دنیوى را مى‌شناختند و جنگ و صلحشان تنها بر سر همین مسایل بود، مى‌پنداشتند على(علیه السلام) نیز به دنبال دنیا و ریاست است! بر این اساس مى‌گفتند، حضرت على(علیه السلام) هم که جنگ به راه انداخته و یک روز با اصحاب جمل، روزى با معاویه و روزى نیز با نهروانیان مى‌جنگد، براى رسیدن به دنیا است! امیرالمؤمنین(علیه السلام) خود در این باره مى‌فرماید:

فَاِنْ اَقُلْ یَقُولُوا حَرَصَ عَلَى المُلْکِ وَ اِنْ اَسْکُتْ یَقُولُوا جَزَعَ مِنَ المَوْتِ؛6 اگر حرف بزنم، مى‌گویند براى حرص خلافت است و اگر سکوت کنم، مى‌گویند از مرگ مى‌ترسد!

امروزه نیز در جامعه خودمان شاهدیم که برخى افراد همین گونه‌اند و تمامى رفتارها و گفتارهاى دیگران را بر جناحى بودن، استفاده ابزارى از دین، ریاست طلبى و... حمل مى‌کنند. این گونه قضاوت بدان سبب است که اینان خودشان غیر از دنیا و حکومت و مقام چیزى نمى‌شناسند. آنان باور نمى‌کنند کسى براى خدا و براى انجام وظیفه شرعى حرفى بزند و کارى انجام دهد. خیال مى‌کنند هر کس حرفى مى‌زند، یا پول گرفته و یا به دنبال ریاست و مقامى است! از این رو اگر کسى از دین هم سخن بگوید، او را متهم مى‌کنند که از دین استفاده ابزارى مى‌کند. اینان نظیر همان کسانى هستند که حاضر بودند خودشان کشته شوند تا امثال مالک و حضرت على(علیه السلام) نیز کشته شوند؛ کسانى که غیر از حکومت و پول و مقام چیزى نمى‌شناختند.

در هر حال در مورد خصوص حسد نیز باید مراقب باشیم و بدانیم که حسد، گرچه در دل یک نفر باشد، مى‌تواند ملت و امتى را به آتش بکشاند. این تجربه یک بار در مورد امیرالمؤمنین على(علیه السلام) اتفاق افتاده و پس از آن نیز بارها تکرار شده است. عبدالله بن زبیر یک نفر بود، نه صد هزار نفر! حسد در دل او بود، نه در دل صد هزار نفر، اما این حسد شخصى چه آفت‌ها که به بار نیاورد! اگر فعلا حسد ما منشأ فسادى نمى‌شود براى این است که دست ما به جایى نرسیده است. این مارى است که در آستین است و وقتى که زمینه پیدا شود زهر خود را خواهد ریخت. همه، به خصوص جوانان و نوجوانان که هنوز در آغاز زندگى هستند و به آفت‌هاى اخلاقى کمتر مبتلا شده اند، باید سعى کنیم خود را از این رذیله بسیار خطرناک دور نگاه داریم. حسد جداً آفتى بسیار بد و خطرناک است. این آفت نه تنها براى خود انسان مضرّ است و ایمان انسان را از بین مى‌برد، بلکه مى‌تواند بلاهاى اجتماعى بزرگى را نیز به وجود آورد. اگر نگوییم بزرگ ترین عامل راه اندازى جنگ جمل، دست کم یکى از بزرگ ترین آنها حسد عبدالله بن زبیر بود.

5. انتقام جویى و کینه توزى

عامل دیگر در مخالفت با امیرالمؤمنین(علیه السلام) کینه توزى و حس انتقام جویى بود. در آغاز رشد اسلام، وقتى که جامعه اسلامى در مدینه تشکیل گردید مسلمان‌ها هم از لحاظ افراد و هم از لحاظ امکانات در نهایت ضعف بودند. در چنین شرایطى جنگ بدر شروع شد. در یک سو، در جبهه کفار و مشرکان، قوى ترین یلان و شجاعان عرب قرار داشتند و در سوى دیگر، عده‌اى مسلمان آواره، فقیر و ضعیف، که از نظر تعداد و امکانات بسیار کمتر و ضعیف تر بودند.

در این جنگ امیرالمؤمنین (علیه السلام) مهم ترین نقش را ایفا کرد و به تنهایى عده زیادى از پهلوانان سپاه دشمن را به قتل رساند؛ از جمله، برادر، دایى و جد معاویه به دست حضرت على(علیه السلام) کشته شدند. این سه تن عبارت بودند از: حنظلة بن ابى سفیان، (برادر معاویه)، ولید (دایى معاویه) و عُتْبه (جد معاویه). کسى که سه نفر از نزدیکانش در یک جنگ به دست على(علیه السلام) کشته شده‌اند آیا به حکومت على(علیه السلام) و اطاعت آن حضرت تن مى‌دهد؟ مگر ایمانى قوى وجود داشته باشد که حساب را حساب ایمان و کفر ببیند و نگاهش به این قضیه این گونه باشد که کفار کشته شدند و اسلام پیروز شد. اما چنین ایمانى در دل مثل معاویه‌اى پیدا نمى‌شود. چنین ایمان‌هایى را باید در امثال على(علیه السلام) جستجو کرد که مى‌فرمود:

وَ لَقَدْ کُنّا مَعَ رَسولِ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) نَقْتُلُ آبائَنا وَ اَبْنائَنا و اِخْوانَنا و اَعْمامَنا؛7 و ما در رکاب پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) پدران و پسران و برادران و عموهایمان را مى‌کشتیم.

نگاه نمى‌کردیم چه کسى طرف ما است، بلکه به تبعیت از منطق قرآن چون در جبهه کفر بود با او مى‌جنگیدیم:

قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهاد فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأمْرِهِ؛8 اگر پدر، مادر، همسر، مال و اموال، کسب و کار و خانه هایتان را از خدا و جهاد در راه او دوست تر مى‌دارید، منتظر عذاب خدا باشید. براى مسلمان، در مقابل خدا هیچ چیز دیگرى نباید مطرح باشد. پدر، مادر، فرزند، همسر و یا هر کس دیگر وقتى کافر بود، دشمن خدا است و باید با او مقابله کرد.

اما معاویه چنین ایمانى نداشت. کینه کشته شدن جد، دایى و برادرش در یک جنگ به دست على(علیه السلام) هیچ گاه از دل او بیرون نمى‌رفت. امثال او نیز کم نبودند؛ کسانى که نزدیکانشان به دست حضرت على(علیه السلام) کشته شده بودند. از این رو امیرالمؤمنین(علیه السلام) خود مى‌فرماید: أَلا اِنَّها اِحَنٌ بَدْرِیَّةٌ وَ ضَغایِنُ اُحُدِیَّةٌ وَ اَحْقادٌ جاهِلِیَّةٌ؛9 آنچه باعث مى‌شود اینان با من بجنگند کینه‌هاى بدر، خیبر، حنین، احد و کینه‌هاى جاهلى است که در دل‌هاى آنها است. در دعاى ندبه نیز مى‌خوانیم: اَحْقادَاً بَدْرِیَّةً وَ خَیبَرِیَّةً وَ حُنَیْنِیَّةً وَ غَیْرَهُنَّ فَاَضَبَّتْ عَلى عَداوَتِهِ وَ اَکَبَّتْ عَلى مُنابَذَتِهِ. گرچه هر کدام از این کینه‌ها در دل یک نفر بود، اما آنان در مجموع دست به دست هم دادند و تصمیم گرفتند که مانع حکومت حضرت على(علیه السلام) شوند.

ملاک حب و بغض در اسلام

نکته‌اى که مناسب است در این جا به آن اشاره کنیم این است که مسلمان واقعى باید ملاک دوستى و دشمنى هایش فقط خدا، دین و ایمان باشد. بر اساس این ملاک، در این زمان ما باید کسانى را که موافق اسلام و نظام اسلامى هستند ـ چه خویش و چه بیگانه ـ مثل جان خود دوست داشته و از ایشان حمایت کنیم، و کسانى را هم که با این نظام مخالفند و در صدد براندازى آن هستند و علیه آن توطئه مى‌کنند دشمن بداریم و با آنان مخالفت کنیم؛ کسانى که نمى‌خواهند احکام اسلامى اجرا شود و با صراحت مى‌گویند ما طرفدار سکولاریزم و تفکیک دین از سیاست هستیم. آنان دین را به حاشیه مى‌رانند و معتقدند دین نباید در متن زندگى مردم جایى داشته باشد.

علت مخالفت این گونه افراد با ولایت فقیه و شوراى نگهبان نیز این است که این دو، با دموکراسى مورد نظر آنها سازگار نیستند. البته مشکل اصلى آنها اسلام است و گاهى نیز تصریح مى‌کنند که در مورد دموکراسى، مشکل ما با اسلام است و باید اسلام را برداریم تا بتوانیم کشورى دموکراتیک داشته باشیم! مبلّغ و مظهر اسلام نیز روحانیت است. از این رو براى کنار زدن اسلام باید با روحانیت مقابله کرد و آن را کنار زد. یکى از پایگاه‌هاى مهم اجرایى روحانیت نیز شوراى نگهبان است که مانعى مهم بر سر راه اسلام زدایى و سکولاریزه کردن جامعه است. بنابراین براى کنار زدن اسلام حتماً باید کارى کرد که بساط شوراى نگهبان برچیده شود. هم چنین به طور کلى باید موادى از قانون اساسى، نظیر اصل ولایت فقیه، را که به نحوى متضمن حفظ اسلامیت نظام است به چالش کشید و براى حذف یا تغییر آنها تلاش کرد. از این رو اصلاحات مورد نظر آقایان در حقیقت این است که اسلام را کنار بزنند و فرهنگ و شیوه زندگى مردم ما را به شکل غربى درآورند و کشورى ایده آل مثل آمریکا بسازند!! آمریکا نیز هم چنان که در انتخابات ریاست جمهورى اخیر این کشور (سال 2000) دیدیم، یعنى همان کشور رسوایى که مردم آن چنان در تعیین حکومت نقش دارند که مى‌توان با تقلب و جا به جا کردن فقط چند رأى، یک نفر را بر سرنوشت 250 میلیون نفر حاکم کرد! آیا دموکراسى از این بهتر مى‌شود؟! و ما براى رسیدن به چنین حکومت ایده آلى باید اسلام را کنار بگذاریم!

دموکراسى و آزادى مورد نظر این عده بدین معنا است که ولایت فقیه و شوراى نگهبان کنار بروند و افراد لاابالى با دریدن پرده‌هاى حیا و شرم و عفت بتوانند آزادانه به مشروب خوارى و فساد و فحشا و رواج منکرات بپردازند و هر کس هر کارى خواست، انجام دهد! متأسفانه در این چند سال که بر اجراى این نوع دموکراسى بیشتر تأکید گردیده، نتیجه آن شده که دین بیشتر به حاشیه رفته، شخصیت‌هاى دینى تضعیف شده‌اند و روز به روز فحشا و فساد بیشتر شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند کم کم به همان حکومت ایده آل آمریکایى مى‌رسیم!

در هر حال، اگر مى‌خواهیم اسلام باشد، باید دوستى‌ها و دشمنى هایمان را بر محور خدا قرار دهیم. هر کس باید به دلش مراجعه کند و ببیند این که کسى را دوست مى‌دارد، آیا براى این است که مؤمن و خداپرست است یا صرفاً بر اساس منافع شخصى و مسایل باندى و حزبى و جناحى است؟ و آیا چون در جهت هوا و هوس‌هاى من گام برمى دارد به او رأى مى‌دهم یا چون مى‌خواهد احکام اسلام را اجرا کند؟ 

1. بقره (2)، 8.

2. ر.ک: ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 4، باب 56، و قاضى نورالله شوشترى، الصوارم المهرقة فى نقد الصواعق المحرقه، ص 97. البته عبارت عربى که در متن از قول عبدالله بن زبیر نقل شده، با آنچه در این دو کتاب آمده اندکى اختلاف دارد.

3. نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدى، خطبه 33 (در نسخه فیض الاسلام این جمله وجود ندارد).

4. نساء (4)، 54.

5. انعام (6)، 124.

6. نهج البلاغه، ترجمه و شرح فیض الاسلام، خطبه 5.

7. همان، خطبه 55.

8. توبه (9)، 24.

9. بحارالانوار، ج 32، باب 12، روایت 472.

در پرتو ولایت - علامه مصباح یزدی


  

87/7/1
8:48 ص

آقای خاتمی! خاطرات تلخ دوران شما از یادها نخواهد رفت

 

قاسم روان بخش

محمد خاتمی اخیرا گویا برای سنجش میزان علاقه مردم به اصلاحات، به برخی استان‌ها از جمله همدان سفر کرده است. وی در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی این استان‌ها، نکاتی را متذکر شده که به نقد و بررسی آن می‌پردازیم.

1. آقای خاتمی مردم را نسبت به انتخابات بی‌رغبت دانسته، مهم‌ترین دلیل این بی‌رغبتی را این‌گونه ذکر می‌کنند: «ذهن مردم این‌طور است که اگر بیایند و نیایند، خیلی فرق نمی‌کند. اولا ذهن مردم ما این‌گونه نیست؛ چرا که میزان شرکت آن‌ها در انتخابات در مقایسه با کشورهای به اصطلاح مهد دموکراسی مانند آمریکا و فرانسه به مراتب بیش‌تر است. فراموش نمی‌ کنیم رئیس جمهوری کنونی آمریکا (بوش) با اهرم حکم قاضی به کاخ سفید راه یافت! ثانیا در طول 8 سال ریاست جمهوری آقای خاتمی، چندین انتخابات برگزار شده است. حال باید از وی پرسید: با ذهن مردم چه کرده‌اید که به انتخابات بی‌رغبت شده‌اند؟ اگر آقای خاتمی، نظارت استصوابی شورای نگهبان را عامل بی‌رغبتی مردم معرفی کند، توجه ایشان را به انتخابات شوراها معطوف می‌کنیم که نظارت شورای نگهبان وجود نداشت حتی گروهک غیرقانونی نهضت آزادی نیز برای بسیاری از استان‌ها از جمله تهران کاندیدا معرفی می‌کرد‌؛ اما عملکرد شورای اصلاح طلب! تهران به اندازه‌ای منفی بود که در شهر تهران فقط کم‌تر از 20 درصد مردم در انتخابات شرکت کردند!

2. ظاهرا آقای خاتمی به این نکته مهم توجه کرده که پس از گذشت 12 سال! باید اصلاحات را تعریف و مشخص کرد که به اسلام چگونه نگاه می‌کنیم؟ و نسبت میان اسلام و مردم سالاری را چگونه می‌بینیم؟ وی می‌گوید: در اصلاحات یک نوع آشفتگی پیدا شده و هر کس از ظن خود یار اصلاحات شده و باید از این وضعیت نجات پیدا کنیم.»!

بسیار خوشوقتیم که بالاخره آقای خاتمی به این سفارش آیه`‌ا... مصباح اهمیت داد و فهمید که باید منظور خود از اصلاحات را مشخص کند. عملکرد دولت آقای خاتمی در 8 سال گذشته اصلاحات را تغییر معیارها و ملاک‌های ارزشی الهی به ضد ارزش‌های غربی تفسیر می‌کرد! عملکرد وزارت ارشاد آقای خاتمی در چاپ و نشر و تئاترهای ضد دینی و ضد اخلاقی در پرونده دولت اصلاحات مضبوط است. اصلاحات یعنی تغییر ارزش‌های دینی به ارزش‌های لیبرالی! البته از کسی که رایج‌ترین مکتب معتبر دنیا را لیبرالیزم می‌پندارد! و حتی توحید را نیز قابل قرائت‌های مختلف می‌داند! جز این انتظار نیست.

3. رئیس بنیاد باران، با تاکید بر اصل آزادی، از این موضوع گلایه می‌کند که «آزادی ما را ولنگاری توصیف می‌کردند. نه خیر، ولنگاری الان است که بزرگ‌ترین معیارهای بدیهی اسلامی و انسانی زیر پا گذاشته می‌شود.»)!( وی سپس ادعا می‌کند: «اگر به از بین رفتن مبانی اخلاقی در جامعه اسلامی‌ حساس نباشیم، بسیار جای نگرانی دارد.» گویا آقای خاتمی فراموش کرده که در سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران به صراحت گفته است: «دین هم اگر در برابر آزادی قرار گیرد، باید دین محدود شود نه آزادی»! این جمله‌ای است که بهمن فرمان آرا- فراری طاغوتی- که به یمن آزادی‌های اعطایی آقای خاتمی به وطن بازگشت، در فیلم «عطر گل یاس بوی کافور» قرار داده است. ثانیا عملکرد فرهنگی دولت به اصطلاح اصلاحات در طی 8 سال حاکمیت خود، آزادی مورد نظر مدعیان اصلاح طلبی را به خوبی معنا کرده است. حاکمیت انسان‌ها بر سرنوشت خود یا ولنگاری و اباحی‌گری؟! آیا آقای حجاریان- مغز متفکر اصلاحات به تعبیر آقای خاتمی- در روزنامه صبح امروز خود عمل شنیع هم‌جنس بازی را از نظر حقوقی جایز نشمرد؟! آیا وزارت ارشاد دولت اصلاحات، مجوز کتاب «شاهد بازی در ادبیات ایران» را صادر نکرد که در مدح و ستایش هم جنس ‌بازی‌ قلم فرسایی شده بود؟! آیا کتاب شیطان‌ پرستی که در وصف پرستش شیطان و تبرئه یزیدبن معاویه نوشته شده بود، مورد ستایش قرار نگرفت؟! آیا کتاب‌های کسروی مرتد که بر ضد دین و ارزش‌ها نوشته شده و صاحب آن به جرم ارتداد توسط فدائیان اسلام به درک واصل شد‌، با حمایت‌های وزارت ارشاد وقت در تیراژی چشمگیر چاپ مجدد نشد؟! آیا هزاران کتاب رمان و مجلات زرد که مفاسد اخلاقی را در جامعه نهادینه می‌کردند، با حمایت‌های وزارت ارشاد آن روز منتشر نمی‌شدند؟! و آیا به جشنواره‌ها و تئاترهایی از قبیل «ایران زمین» که زنان نیمه عریان ارمنی در مقابل چشمان هزاران مرد نامحرم می‌رقصیدند، افتخار نمی‌شد؟! و‌ آیا بوسیدن زن و مرد بر روی سن در سالن... در استان دارالعباده یزد، نوعی قرائت مختلف از دین تفسیر نشد؟! آیا لخت شدن یک مرد آلمانی در تئاتر فجر در تهران در مقابل دیدگان هزاران زن و مرد و دختر جوان ایرانی که یادآور جشن فرهنگ و هنر شیراز در عصر طاغوت بود، تفسیری بر آزادی ادعایی آقای خاتمی نبود؟! و آیا میلیون‌ها زن و مرد و کودک کپرنشین استان‌های کرمان، هرمزگان، سیستان و بلوچستان و... که از فقر و تنگدستی،‌ در کنار پروژه‌های عظیم هفت باغ هفت آسمان کرمان و... سر بی شام به زمین می‌گذاشتند و کلاس درس‌شان حصیر و کپر بود، طی 8 سال حاکمیت دولت اصلاحات و 8 سال دولت کارگزاران بر سرنوشت خودشان حاکم شده بودند؟! این در حالی بود که بودجه‌های کلان کشور صرف سازمان‌ها و مراکز بی حاصل همانند مرکز گفت و گوی تمدن‌ها و سفرهای خارجی‌ می‌شد که جز برای احزاب حاکم و شخصیت‌های سیاسی آن حاصلی برای ملت نداشت!

4. آقای خاتمی گفته است الان ولنگاری بر جامعه حاکم است‌ «که بزرگ‌ترین معیارهای بدیهی اسلامی - انسانی زیر پا گذاشته می‌شود» اولا خوب است ایشان مصداق این جمله را تبیین و روشن کند که در کجا زیر پا گذاشته شده است. براساس جمله بعدی ایشان که گفته است» اگر به از بین رفتن مبانی اخلاقی در جامعه اسلامی حساس نباشیم بسیار جای نگرانی دارد»، بزرگ‌ترین معیارهایی که زیر پا گذاشته شده، مبانی اخلاقی است. در این صورت جای این پرسش است که چه کسی در سال گذشته بزرگ‌ترین معیارهای بدیهی اسلامی را زیر پا گذاشته است؟! آیا حرمت دست‌دادن به زن نامحرم یکی از معیارهای بدیهی اسلامی نیست؟! چه کسی در ایتالیا در برابر دوربین‌های خبرنگاران، بی پروا دست زنان نیمه عریان را فشرده و طرفدارانش برای توجیه آن خواستار تغییر فتوای مراجع عظام تقلید شدند؟! چه کسی در مراسم یلدا و «مردی با عبای شکلاتی»‌ بازوی دختر محجبه را فشار داد؟! و چه کسی...؟! اگر منظور از زیر پا گذاشتن معیارهای بدیهی اسلامی، رعایت حقوق مردم و حاکمیت آن‌ها بر سرنوشت‌شان باشد، انتخابات مجلس ششم یادآور زیر پا گذاشتن این حقوق است، چرا که هرگز مردم فراموش نمی‌کنند این انتخابات با حکم حکومتی رهبری مورد تایید قرار گرفت. تقلب گسترده در انتخابات در تهران و انفصال در خدمت آقای تاج‌زاده به سبب تقلب و حضور دکتر حداد عادل و محتشمی‌پور در مجلس پس از بررسی مجدد، بهترین سند بر زیر پا گذاشتن این حق مسلم مردم است....

5. آقای خاتمی، یکی از اهداف بزرگ اصلاح طلبی واقعی را بالا بردن حرمت ملت در عرصه جهانی و دفع خطرات و تهدیدات از کشور و نظام و مردم دانسته است. شایسته است وی درباره این ادعا اندکی تامل کند و انصاف دهد که آیا در زمانی که ایشان برای خارج شدن نام ایران از محور شرارت، نامه، عاجزانه نوشت و حاضر به همکاری با آمریکا در خلع سلاح حزب‌ا... شد و پاسخ منفی شنید، ملت ایران از حرمت بالایی برخوردار بود یا اکنون که با زبان تهاجمی با دشمن سخن گفته می‌شود و اسرائیل در بدترین شرائط سیاسی از آغاز تشکیل تا کنون قرار گرفته است؟! آیا آن‌گاه که آقای خاتمی قبل از مصوبه مجلس، داوطلبانه تعلیق را پذیرفت و مفتخرانه اصول آن‌را اجرا کرد و زورگویان جهان به‌خاطر این پیروزی خنده‌های مستانه سر می‌دادند، ملت ایران از حرمت بالایی برخوردار بود یا اکنون که آمریکا و اروپا به دریوزگی افتاده و ملت ایران پس از جشن بزرگ هسته‌ای صاحب بیش از 5 هزار سانتریفیوژ شده و همچنان قدرتمندانه به پیش می‌تازد؟!

6. آقای خاتمی بالاخره تعریف خود از اسلام و رابطه آن با دموکراسی را روشن ساخت و گفت: «اسلامی که مورد نظرمان است،‌ اسلامی است که نه تنها مسلمان در آن نظام احساس حرمت و آزادی و عزت کند، بلکه غیر مسلمان نیز همانند مسلمان، حقوق، حضور، حرمت، زمینه و امکانات برای تامین زندگی آبرومندانه را داشته باشد».

اولا این‌گونه سخنان مصرف انتخاباتی دارد و برای آرای اقلیت‌ها ایراد می‌شود؛ چنان‌‌که در دوره هشتم نیز واژه «مولا» «من کنت مولاه» را به معنای دوست - نه امامت و ولایت- معنا کرد تا آرای استان‌های سنی نشین را جذب کند که کرد!

ثانیا: مگر اهل کتاب در جمهوری اسلامی در چارچوب قانون اساسی از حقوق خود حتی داشتن نماینده در پارلمان و استفاده از امکانات کشور برخوردار نیستند؟!

ثالثا: آقای خاتمی گفته است: غیر مسلمان با مسلمان در «حقوق» مساوی است. آیا این خلاف قانون اساسی نیست که اسلام را ا‌ز شرایط رئیس جمهور، نمایندگی مجلس و... می‌داند؟!

رابعا: آیا از نظر خاتمی بهایی‌ها و کفار محارب و منافقین اسم و رسم‌دار و در یک کلمه براندازان نظام اسلامی نیز از حقوقی مساوی با ملت شریف ایران برخوردارند؟! البته آقای خاتمی که در لوایح دوقلو شرط اسلام را از نامزدی مجلس حذف کرده بود، همین اعتقاد را تاکید می‌‌کند! در این صورت آیا چنین فردی می‌تواند مجری قانون اساسی جمهوری اسلامی باشد؟!


  

پیام رسان

+ لینک دانلود جزوه استقامت در منطقه ممنوعه

+ ویل راجر فرمانده ناو ونیسنس هواپیمای مسافربری ما رو ساقط کرد و از شیاطین متحده مدال گرفت، اصغرآقا شما کدوم ایرباس رو زدی که لیاقت جایزه گرفتن از دست شیطان را پیدا کردی؟!

+ ویل راجر فرمانده ناو ونیسنس هواپیمای مسافربری ما رو ساقط کرد و از شیاطین متحده مدال گرفت، اصغرآقا شما کدوم ایرباس رو زدی که لیاقت جایزه گرفتن از دست شیطان را پیدا کردی؟!

+ تبلیغ بورس بعد از اشغال وال استریت!

+ فدایی سید علی با نمایش چند فیلم و عکس از یوم الله 9 دی 1388 به روز شد..... منت می گذارید تشریف بیاورید به سنگر ما......

+ 30 فروردین سالروز ولادت امام خامنه ای روحی فداه بر عاشقان ولایت مبارک باد

مشخصات مدیر وبلاگ
 
مهدی[114]
 

سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ خامنه ای حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُــمْ خامنه ای


لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
لینک‌های روزانه
 
صفحه‌های دیگر
دسته بندی موضوعی
 

javahermarket

لوگوی دوستان
 
دوستان
 
وبلاگ گروهی فصل انتظار حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد سجاده ای پر از یاس بازتاب بُرنا مبادا روی لاله ها پا گذاریم شهرستان بجنورد دنیای جوانی وبلاگ گروهی موج عشق الهی شلمچه یا اباصالح المهدی (عج) .: شهر عشق :. نسیم قدسیان رهسپاریم با ولایت تا شهادت مهربان رنگارنگه گل نرگس...مهدی فاطمه ما و دلاوران کانون فرهنگی هنری مسجد ولی عصر (عج) کنگان پرتو نمازخانه بوستان بهاره کـــــلام نـــو ارزش خبر پاسبان*حرم دل *شده ام شب همه شب السلام علیک یا علی بن موسی الرضا هیئت متوسلین به حضرت قاسم بن الحسن علیهما السلام ساحل نشین اشک عشق الهی: نگاه به دین با عینک محبت، اخلاق، عرفان، وحدت مسلمین عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) عطش PARANDEYE 3 PA گروه اینترنتی جرقه داتکو نهِ/ دی/ هشتاد و هشت فرهنگ ولایی مهدویت سکوت ابدی @@@ استشهادی @@@ یاامام حسن مجتبی (ع)ادرکنی هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره) زندگی گروه فرهنگی سردار خیبر دل نوشته های هدهد سرگشته عروج .:: در کوی بی نشان ها ::. سیرت بسوی ظهور ... زورخانه باباعلی از فرش تا عرش نصیحت به مسئولین جامعه اسلامی پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان حب الحسین اجننی mansour13 فقط من برای تو وبلاگ رسمی دوستداران و منتقدان دکتراحمدی نژاد یا زهرا(س) گل پیچک شیعه مذهب برتر Shia is super relegion پایگاه اطلاع رسانی قاین نیوز دهاتی دکتر علی حاجی ستوده نای نیستان شمیم عاشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف حزب الله هم الغالبون ... حبل المتین ... مجمع عاشقان ثامن الائمه (ع) منتظر عشق طلاست السلام علیک یا صاحب الزمان کانون فرهنگی دستگردانیهای مقیم یزد صفاسیتی یاران ناب معجزه هزاره سوم بصیرت قاضی مالخر زمزمه های عطار برای حقیقت جویان اتحاد ملی - انسجام اسلامی ولایت مشاوره و مقالات روانشناسی اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار عاشقان علی و فاطمه « یا مهدی ادرکنی » فوتوبلاگ وصال شهدای غریب کجایند مردان بی ادعا؟ حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست) نـــــــــــــــــــــــــــــور خــــــــــــــــــــــــــــدا مائدة من السماء زیر آسمان خدا گفتمان مذهبی آموزش های مخصوص نظامی - نیروهای ویژه نور المهدی (عج) شهرستان ماهشهر یوسف گام آخر... درد و دل یک قدم تا پشت خاکریز یعسوب جلوه گاه دنیای آبی شیعیان اهل سنت واقعی وبلاگ خبری هیات چهارده معصوم(ع) بوئین زهرا هیئت مجازی علی جان آژیر قرمز مولای غریب ازدواج موقت وچالش ها دشت جنون نازنین فاطمه عاشقان شهادت در خط ولایت نسیم جبهه یا مهدی (عج) یه فلش کار بسیجی سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز رنگارنگه 2 سخنان مهجور حضرت روح الله بــــــــــــــــــــــــــــاران مسیح المسایح پیام مشاور حاج منصور ارضی وبلاگهای موهن را متوقف کنید .::خادم الشهداء::. هیئت یا عباس (ع) عشاق المهدی(عج) هر که دارد هوس کرببلا بسم الله پایگاه وبلاگ نویسان حامی مقاومت اسلامی مروارید شهید حجت الاسلام والمسلمین ردانی پور خاکریز سبز السلام علیک یا اباالفضل العباس (ع) .::خاتم النبیین::. حوزه مقاومت بسیج هفت امام موسی کاظم علیه السلا جنـبش پیامـکی احـمدی نـژاد گفتمان آزاد حقیقت نیوز نغمه اذان صبح دولت عشق محب مهدی (عج) اصلاح الگوی مصرف صبح بیداری مردان بی ادعا هیئت مذهبی دانشجوئی ثامن الائمه (ع) وبلاگ شخصی دکتر کوچک زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلام حزب فقط حزب علی... رهبر فقط سید علی خفن سرا ضد سبز یادداشتهای بی تکلف جزوات کارشناسی ارش شجره طیبه دین و زندگی سیستم عامل، طراحی گرافیک و برنامه نویسی خراباتی 15 یک دست لباس خاکی نینوا نرم افزار ایثار حامیان استاد رائفی پور و استاد عباسی و کریمی
موسیقی


ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ